سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
خاطرات من و رعنا - پشت خطی



ارسال شده توسط گلنار در 13/5/87:: 6:13 عصر

وارد اتاقش که شدیم با دیدن اونهمه عروسک و شمع و قلب و آینه دستگیرم شد که با چه تیپ آدمی طرفیم.ازین « مرسی عزیزم فدات شم » هایی که برای همین «عزیزم، عزیزم» کردنش دقیقه ای 666 تومن پول میگرفت.* با اینحال با خوشرویی(!) جواب سلامش رو دادم و نشستم.یعنی رفته بودیم ...(شما فکر کن درد دل)..
نمیدونم درست یا غلط یکهو دیدم حرف نظام و انقلاب و شهدا اومد وسط.اینجا بود که اون خانم دکتری که اینقدر براش عزیز ! بودیم (شوخی یا جدی -که به قول خودش هر شوخی نصفش جدیه-)گفت:طرفدار نظامین؟ما هم انگار تو زیر زمینهای ساواک داریم اقرار میکنیم گفتیم :اوهوم.اونهم گفت: پس دیگه نمیخوام ببینمتون .هرچی سرتون میاد حقتونه!!
مهم نیست ما برای چه کاری و کجا رفته بودیم .میخواستم بگم چه دکترای خوشگل و با نمکی شدن برنامه ریز زندگی ملت.بماند که دو سه جلسه دیگه با هاش کار دارم.حتما از خاطراتمون براتون مینویسم.


 


*حالا شما حساب کن برای 105 دقیقه سر رو کله زدن باهاش چقدر پیاده شدیم.


 


کلمات کلیدی :

درباره
صفحات دیگر
آرشیو یادداشت‌ها
لینک‌های روزانه
پوندها
ساحل نشین اشک
زن بودن ممنوع
مجموعه مقالات رایانه
نافذ
سلام شهدا
خلوت من
همسفر عشق
بی معرفت
دلنوشته های یک فروند چریک
آغاز راه
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
عاشقانه
تا صبح انتظار
نرگسدان
مشک عباس
تکنولوژی کامپیوتر
صمیمی با خواهرش
ساحل آرامش عمو دختر !
محمد نوشت
نوشته های یه خانوم ناظم گل
از تبار آسمان
بانو بلاگ
نقد مَلَس
جهاد مجازی
وبلاگ گروهی موج
نسیمی از بهشت ...
مسیح اندیمشک
بوی باران
رند
صدای نسل نو
دنیای امروز ما
..:: کافه دانشجو ::..
خلوت تنهایی
و خدایی که در این نزدیکی است..!
ترنم زندگی
« عـشقی »
جوان ایرانی
بانک اس ام اس
راه آسمانی
توکای شهر خاموش
تک ستاره
حرفای خودمونی من
عشق،تمام رویای من است(مریم)
عطر یاس
باسیدعلی‏تافتح‏قدس‏ومکه
باران عشق
طنزهای زهرا دری
رادیوی نسل برتر
به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...
سلام آقا
پرهیزکارعاشق است...!
**پنجره**
بهونه ی بودن من
دومان
نیایش
کلبه کوچک هانیه
پرواز به بی نهایت
چشم دل
شیدای بی نشون
مطلع الفجر
کوچه های قلبم
عشـــقولانــه