سفارش تبلیغ
صبا

پشت خطــے

سلام

قبل از اینکه دیرتر بشه دیدن کلیه ی سریالهای ماه مبارک رمضان رو برای جماعت ذکور علی الخصوص آقایون متعهد توصیه نمیکنم.

خداعاقبت ما رو با اینها بخیر کنه...


نوشته شده در پنج شنبه 87/6/14ساعت 11:45 عصر توسط پشت خطــے| نظرات ( ) |

توی هر جمعی میشینیم صحبت از قاتل فراریست،منتها یک جا سعی میکنند با شوخی و خنده استرس رو از خودشون دور کنند،یک جا بحث شایعات داغه داغه،یک جا هم...با ترس و دلهره نکات امنیتی رو بهم گوشزد میکنند.
اینجور که میگن برادر این جناب قاتل به جرم سرقت مسلحانه دستگیر شده و در زندان بسر میبره ازون طرف برادرش آخریت تلاشها رو برای رهاییش داره انجام میده!اول شنیدیم که گفته پنجاه مامور نیروی انتظامی رو میکشم تا برادرم رو آزاد کنید..بعد شنیدیم روی دانشجوها هم نظر داره انگار!!تا اینکه ظاهرا کشتن توریستهای خارجی هم به دهنش مزه کرده و اشتهاش زیاد شده،خلاصه که تا اینجا هوس کشتن سیصد نفر رو کرده..نمیدونم خبر قتلهایی که شنیدم درست بوده یا نه؟جهت کسب اطلاعات دقیقتر رجوع شود به اینجا(یعنی میگین اطلاعات من دقیق نبود؟)
اینکه الان از روی نقشه حساب کنیم کجاست!و کی به محله ی ما میرسه!!هر لحظه ممکنه با موتور نحسش!ازجلوت رد بشه و دنگ!باور کنید خیلی وحشتناکه..مهم نیست که فکر کنید چقدر ترسو ام..ولی شبها خوابم نمیبره...وقتی یه نفر از خونه میره بیرون تا برگرده میمیرم و زنده میشم،قدر آرامشی که داشتیم را الان میدونم...وقتی براحتی تا ساعت یازده شب توی خیابون قدم میزدیم و لذت میبردیم...
میخواهم کمی فکر کنم...
به روزگاری فکر میکنم که هزاران هزار قاتل تا دندان مسلح به کشورمان هجوم آوردند،و به اون عده ای که بی پروا جلوی تیرها و گلوله ها سپر شدند،خونشان را ریختند تا چشمان قشنگ بچه هاشان دنیا را زیباتر ببیند،خانواده ی خود را داغدار کردند تا ملتی در آسایش زندگی کند،چه شبهایی که تا صبح همراه  زن و فرزند زیر باران گلوله به صبح رساندندو...
  و ما هیچ وقت درک نخواهیم کرد...شاید این هم آزمایشی باشد برای ما نه مثل آزمایشی که نسل پیش از ما گذراندند شاید در حد یک تلنگر به وجدانهای خفته در امنیتمان... که بفهمیم حرف زدن از شجاعت و مردانگی چقدر راحت است... بفهمیم دیگر همتی نخواهد آمد،هرگز خرازی برنمیگردد و ما هیچ وقت نخواهیم فهمید روح الامین که بود،و سرهنگ صفوی را نخواهیم شناخت حتی اگر بارها و بارها برایمان تعریف کنند که تا زیر تانک دشمن هم دست از مقاومت نکشید ...

آه... چقدر آرام شدم،شاید امشب هم راحت نخوابم و این برای وجدانم خوب است..

                                                                                                                                 یامحمد

           


نوشته شده در پنج شنبه 86/9/22ساعت 12:37 صبح توسط پشت خطــے| نظرات ( ) |

جوونهای مجرد وقتی اسم ازدواج و اینا به گوششون میخوره نیششون تا بناگوش باز میشه.تقصیری هم ندارن آخه میبینن آخر سریالها (بازم صدا سیما  )؛اونجا که همه چیز به خیر و خوشی میخواد تموم بشه کل دختر و پسرای فیلم به هم میرسن و نقل و نبات و شیرینی...
این توصیه ها رو از زبون یه متاهل بپذیرید.قصد بدی نداشته ،فقط یه کم هیزم تو آتیش زندگی ها ریخته 

 قبل از هرچیز توصیه میکنیم به عذب ماندن ،هرچند خانه پدرتان غر ولند بشنوید طاقت بیاورید که روزی حسرت نخورید.
 از رفت و آمد با دوستان مزدوج شده بپرهیزید باشد که گمراه نشوید.
 به درس و مشقتان برسید؛ به استاد بیشتر نگاه کنید تا به شاگردان جلویی . به نمرات روی پانل نگاه کنید تا به فراخوان ازدواج دانشجویی..
 اوقات فراغت را در پارک با دوستان خوش باشید ولی از رفتن به کنار آب ،هنگام غروب یا جنگل، در دل شب بپرهیزید که سخت عاشق کش است.
 در جمع فامیلی به زوجهای جوان بی توجه باشید مبادا انگی به شما بزنند.
 فیلم و سریال ایرانی کمتر نگاه کنید.
 گول وامهای ازدواج را نخورید که خرج یک شامتان را هم نمیدهد .
 به ستاره ها کمتر خیره شوید.
 بدانید و بدانید که دلسوزتر و مهربان تر از پدر و مادرتان نیست.
 لطفا هرچه میتوانید از ازدواج دوری کنید ، که عامل اصلی طلاق است .

اینها که شوخی بود.در واقع اصل مطلب اینه که به قول خانم دکتره تو تلویزیون(این به جای اون)«ازدواج ،خودش یک استرس بزرگی رو به زندگی شخصی وارد میکنه که برخورد با اون کار آسانی نیست» .بهتره قبل از هرگونه تصمیم احمقانه ای خود را برای مبارزه با مشکلات و تنش ها آماده کنید...
پیدا کردن همسر دلخواه کار زیاد سختی هم نیست. هزار ماشا ءالله جوونهای ما استاد عاشق شدنن .ولی مراقبت و نگهداری از عشقه که مهارت میخواد...موفق باشید... 

یا محمد

 


نوشته شده در پنج شنبه 86/8/17ساعت 11:38 صبح توسط پشت خطــے| نظرات ( ) |

تالارهای بحث و گفتگوی .......

......؛ "جایی برای لذت از اینترنت"

کلوب ....

مجمع حمایت از ....

تالار گفتمان ......

کانون .....

انجمن ...

..
..
..

اصلا همین« پارسی بلاگ» خودمون؛


یه مشت جوون بیکار و بی درد نشستن از درداشون میگن و میخندن!خیلی مسخره اس...یاد حرف حاجی می افتم بهم میگفت :"آبجی این وبلاگ بازیا یعنی چی؟؟؟بشین یه کتابی بخون." هی حاجی ..هییییییی...

در خانه اگر کس است...یک حرف بس است!...


                                                                                                                                یا محمد


نوشته شده در پنج شنبه 86/8/3ساعت 7:45 عصر توسط پشت خطــے| نظرات ( ) |

 

تیترم به نظر تاریخ مصرف داره ولی مطمئنا حرفم تاریخ مصرف نداره ،همون جمله ی معروفِ مواظب شیطان باشیده!

اگه تا دو سه هفته ی پیش با شنیدن این اسم احساس میکردید با یه فرشته ی کار درست طرفید الان دیگه مطمئنید که طرف یه ریگی به کفشش هست
ولی بازم شاید احساس خطر نکنید .شاید فکر میکنید شما دیگه به نور آبی اعتماد ندارید،شما به حرفهای بودار به این راحتی اعتنا نمیکنید یا به باور های خودتون به راحتی پشت نمیکنید.

حالا به اون موقعی فکر کنید که اینجا نشستید و دارید میخونید،حرف میزنید ،و به دلیل حجم  زیاد اطلاعات ممکنه تحت تاثیر خیلی از اونها قرار بگیرید و کافیه برای چند لحظه بی اعتمادیتون رو از دست بدید!متاسفم که مجبورم ازتون بخوام بی اعتماد باشید ولی فعلا با این اوضاع بهتره تا ریشه کن شدن هرگونه شیطان و بنده ی شیطان، به هر کسی اعتماد نکنید.

وقتی تغییر قیافه و تغییر صدا دادن برای اون از خدا بی خبر به راحتی آب خوردنه چت کردن براش عینه آبه...حالا میتونید به حرفهاش فکر کنید..حرفهایی که نمیشنوید..فقط میبینید با یک فونت معمولی بدون نور آبی!

                


پ.ن نمیدونم کجای حرفم رو از روی احساس  زدم و کجاش رو از روی عقل.ولی قبول دارم مدتیه به همه بدبین شدم تلاش میکنم بدبینی برام مفید باشه و دوستای حقیقیم رو ازم نرنجونه.

پ.ن دلمون میخواست بریم مشهد. دلمون میخواست زودتر میرفتیم مشهد..دلمون میخواست میتونستیم بریم مشهد...دلمون ...آخه به به حرف دل ما گوش میده؟

پ.ن امسال نفهمیدیم ماه رمضون کی اومد؟ کی به نیمه رسید؟ بعد شب قدر هم میخوایم دعا کنیم که:خدایا ما را برای شب قدر سال بعد حفظ بفرما!که چی بشه مثلا؟

پ.ن در هر صورت التماس دعا


نوشته شده در جمعه 86/7/6ساعت 10:56 عصر توسط پشت خطــے| نظرات ( ) |

   1   2      >